تبليغاتX

 

دلکده ی عشق
 
چهارشنبه 17 مهر1387 14:17

خدا نشونيشو از كی بگيرم

دارم دق ميكنم بزار بميرم

آخه هنوز دلش از جنسه سنگه

هنوز دلم واسه دلتنگی تنگه

چطور دلش اومد از پا بيوفتم

بهش نازكتر از گل هم نگفتم

باور ندارم منو تنها ميزاره

دلم واسش يه ذره شده

اما ديگه نيست

لعنت به تو ای دست سرد روزگار

حالا فقط من موندمو اين چشمهای خيس

هر چی به من بگی واست همون ميشم

فقط يه بار ديگه بيا دستمو بگير

خدا ازت ميخوام يادش نيوفتم

چه حرفايی كه از عشقم نشنوفتم

نوشته شده توسط هیچکس | موضوع: | لينک ثابت |

 

 
Copyright © 2006 - Site bus: هیچکس