چهارشنبه 11 دی1387 1:36
به چشماي خودت قسم
ديگه بهت نمي رسم
وصال تو خياليه
واي كه دلم چه حاليه
بازياي عروسكي
آخ كه چه حيف شد كودكي
يه كم برس باز به خودت
مي خوام بيام تولدت
اونوقتا اينجوري نبود
راهت به اين دوري نبود
حالا كه عاشقت شدم
نيستي ديگه مال خودم
پاييز چه فصل زرديه
عاشقيم چه درديه
گم شده باز بادبادكم
تو نمي ياي به كمكم ؟
می خوام دستاتو بگيرم
تو بموني من بميرم
عاشقي ام نوبتيه
آخ كه چه بد عادتيه
من نگرانم واسه تو
قبله ي ديگران نشو
اشكم به اين زلاليه
دل تو از من خاليه
تو مه عشق تو گمم
هلاك يه تبسم
تو شدي مال ديگري
چه جور دلت اومد بري
قفلا كه بي كليد شدن
چشا به در سفيد شدن
چه امتحان خوبيه
دوريت عجب غروبيه
بارون شديده نازنين
از تو بعيده نازنين
خاطره رو جا نذاري
باز من و تنها نذاري
اونوقتا مهمونت بودم
دنيا رو مديونت بودم
اونقتا مجنونم بودي
كلي پريشونم بودي
قصه حالا عوض شده
صحبت يه تولده
قلبت رو دادي به كسي
يه كم واسم دلواپسي
مي ترسي كه من بشكنم
پشت سرت حرف بزنم
تو واسه من ناز مي كني
ناز مي كشم باز مي كني ؟
اين رسمشه عزیزکم
من كه ازت نمي گذرم
ستارمون يادت مي ياد
دلواپسم خيلي زياد
فقط تماشا مي كني
بعد عشق و حاشا مي كني
مي گي گذشت گذشته ها
چه راحتن فرشته ها
سر به سرم كه نذاري
بگو يه كم دوسم داري ؟
نمي موني من مي مونم
ميري يه روزي مي دونم
اولا مهربونترن
اونايي كه همسفرن
اشك منم كه جاريه
نگه دار يادگاريه
مي سپرمت دست خدا
يه كم دوستم داشتي بيا
کاش تموم قصه ها قصه انساني بود
گله ي مردم ما از فراواني بود
کاش تو بازار سياه نعمت ارزاني بود
واسه تشنه لبان زندگي باراني بود
کاش ميشد خوبي ها رو هديه کنيم بي منت
نفسو فدا کنيم به پاي عشق و عادت
اما افسوس اما افسوس که خيال بافم و ساده دنبال حقيقتم پاي پياده
کاش تموم قصه ها روشن و مهتابي بود
انتخاب سرنوشت ما انتخابي بود
کاش روزاي زندگي هميشه آفتابي بود
يه جو انصاف ميون رعيت و اربابي بود

میتونی نگاهم نكنی اما نمیتونی جلوی چشمای منو بگیری میتونی بگی
دوست ندارم اما نمیتونی بگی دوسم نداشته باش میتونی از پیشم بری اما
نمیتونی بگی دنبالم نیا پس من نگاهت میكنم دوست دارم وتا ابد دنبالت
میام

