نه اونقدر بهت نزديك بودم كه بخوام گلايه كنم
نه اونقدر دور بودم كه....
نمي دونم
هميشه فكر ميكردم دارم جوري زندگي مي كنم كه تو مي پسندي
چيكار كردم ، چيكار كردم ، چيكار كردم كه نپسنديديم
چيكار كردم كه نپسنديديم
خدا نشونيشو از كی بگيرم
دارم دق ميكنم بزار بميرم
آخه هنوز دلش از جنسه سنگه
هنوز دلم واسه دلتنگی تنگه
چطور دلش اومد از پا بيوفتم
بهش نازكتر از گل هم نگفتم
باور ندارم منو تنها ميزاره
دلم واسش يه ذره شده
اما ديگه نيست
لعنت به تو ای دست سرد روزگار
حالا فقط من موندمو اين چشمهای خيس
هر چی به من بگی واست همون ميشم
فقط يه بار ديگه بيا دستمو بگير
خدا ازت ميخوام يادش نيوفتم
چه حرفايی كه از عشقم نشنوفتم


بدترين درداين نيست که عشقت بميره بدترين درداين نيست که به اوني که دوسش
داري نرسي بدترين درداين نيست که عشقت بهت ناروبزنه بدترين درداينم نيست که
عاشق يکي باشي واونم ندونه بدترين درداينه که يکي بميره اونوقت بدوني دوست
داشته
نمي بخشمت .... بخاطر تمام خنده هايي که از صورتم گرفتي .... بخاطر تمام
غمهايي که بر صورتم نشاندي .... نمي بخشمت .... بخاطر دلي که برايم شکستي
.... .. بخاطر احساسي که برايم پرپر کردي ..... نمي بخشمت .... بخاطر زخمي که
بر وجودم نشاندي ..... بخاطر نمکي که بر زخمم گذاردي .... و مي بخشمت بخاطر
عشقي که بر قلبم حک کردي




